فسقلی های مامان

کوچولوها

1390/5/10 12:33
نویسنده : سمیه مهدی جو
150 بازدید
اشتراک گذاری

سلام کوچولوهای من .خوبید عزیزهای دلم . دلتون واسه مامانی تنگ نشده بود ؟ من که دلم یه ذره شده بود براتون . بی صبرانه منتظر دیدن روی ماهتون ، شنیدن صداتون و حرف زدن باهاتون بودم . مامانی که نبود  شیطونی نکردین ؟ بابایی رو اذیت نکردین ؟ گرچه مامانی شیطونی هاتون رو هم دوست داره .

                                                      niniweblog.com

این روزها همه مشغول خوندن جزوه هام واسه امتحان هستم . تازه کلاس زبان هم هست . می دونید فسقلی ها زبان رو دوست دارم ولی درس خوندن و پرسیدن رو دوست ندارم . راستی دیروز رفته بودیم مراسم جهیزیه بینون خانم پسرعموی بابایی . چه کار مزخرفی بود . از صبح کلی با خودم کلنجار رفتم که برم یا نه . آخر هم به خاطر یه سری مسائل سیاسی نیشخندرفتم . ولی پشیمون شدم . اصلا کار جالبی نبود . کل وسایلی رو که خریده بودن باز کردن و نشون می دادن . در کل مامانی اصلا خوشش نیومد . قسم می خورم واسه ناز دخترم همچین مراسم مسخره ای نذارم . البته خودم هم همچین مراسمی نداشتم  به دلیل بازم یه سری مسائل سیاسیچشمک که وقتی بزرگ شدین براتون تعریف می کنم . خانم جواد پور بهتون سلام رسوند . بچه های شرکت می دونن که براتون می نویسم . همه دوستون دارن و منتظر دیدن روی ماهتون هستن .

می دونید از همه بیشتر کی منتظره ؟ بابایی ! دلش نی نی می خواد . دلش می خواد بابای نی نی های مامانی باشه . دلش می خواد مامانی ، مامان نی نی هاش باشه . خلاصه که خیلی منتظره .

دوستون دارم هزار تا  ، عاششششششششششششششقتونم یه دنیا ! بوس .١٥/٤/٩٠

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)