فسقلی های مامان

جوجوهای من

1390/6/26 15:15
نویسنده : سمیه مهدی جو
250 بازدید
اشتراک گذاری

 

سلام گلهای من ! یهویی دلم براتون تنگ شد ! دلم می خواد توی بغلم بگیرمتون و فشارتون بدم و بوستون کنم هزار تا . خوبید عزیز های دل من ؟ چند وقته بدجوری هوای شماها رو کردم . دلم نی نی می خواد . یاد بهدادم افتادم . مامان فداش بشه . کاش گلم بود . وای ! اشکم داره در میاد . بابایی میگه حالا واسه نی نی دار شدن دوباره زوده . نمی دونم ! شاید ترسیده . بابایی بی نهایت دوستتون داره . ولی ترجیح میده کمی صبر کنیم . نمی دونم چرا این همه بی تابم . نمی دونم . یه جمله قشنگ توی سایت بابای مهرسا خوندم براتون می نویسم : " ارزش یک احساس به شدت آن نیست ، به مدت آن است و من تو را به اندازه بودنم دوست دارم . "

کاش بشه خیلی زود روی ماهتون رو ببینم ..... ٢٦/٦/٩٠

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

بابای مهرسا
26 شهریور 90 15:30
سلام منمون از لطف بی کران شما بازم به من سر بزن.. التماس دعا
سمیه
26 شهریور 90 17:46
سلام عزیزم هم اسم بودنمون توجهمو جلب کرد و وبتو خوندم جالب که من بابلی ام یه جاهایی از حرفات اشکم و جاری کرد اخه منم یه کوچولو از دست دادم حالت و خوب می فهمم الان یه پسر ناز دارم امیدوارم به زودی صاحب یه کوچولوی ناز شی غصه نخور عزیزم خدا صلاحمون و می دونه ایشالا شوهرتم زود نرم بشه و با دل خوش بیای به شهرت نازنینم مردها سخت از اسب غرور پایین میان زندگیتو تلخ نکنراستی وبلاگ پسرمو ببین