سلام گلهای من
سلام نی نی های من . سلام عسل های مامانی . صبحتون بخیر نانازهای من . خوب خوابیدین ؟ چی ؟ قهرین با مامانی ؟ چون خیلی وقته نیومدم سراغتون ! باور کنید اصلا حس و حال هیچ کاری رو نداشتم . شبها تا دیروقت بیدار بودم تا سحر آماده کنم ، بعد هم که واسه سحری بیدار می شدیم ، تا موقع اومدن سر کار دیگه خوابم نمی برد . وقتی هم که میومدم شرکت گیج خواب بودم . شرایط سختی بود . تازه یکی دو روزه صحبت کردیم تا یک ساعت دیرتر بیایم . حالا کمی بهترم . ماه رمضون هم از نیمه گذشته! مامانی عاشق این ماهه ! عاشق سفره افطاری ، عاشق چیدن سفره افطاری ! درست کردن شله زرد و آش ، آوردن پنیر و سبزی سر سفره افطاری ! ولی امسال ، مثل پارسال ، بابایی توی مغازه افطاری می کنن و واسه...
نویسنده :
سمیه مهدی جو
9:30

